الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
454
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
سيّد جليل فضل اللّه بن على بن عبيد اللّه حسنى راوندى است « 1 » . و در فصل دوم اول بحار نوشته است : انتساب كتاب الخرائج و فقه القرآن به مؤلف آنها معلوم است . او از فضلاى اصحاب ما و محل وثوق همگان مىباشد و هر دو كتاب در فهرستهاى علما نام برده شده است و اصحاب ما از هر دوى آنها نقل كردهاند . ما به نسخهء كهنى از كتاب الدعاء دست يافتيم كه دعاهاى مختصرى از اصول معتبره در آن گرد آمده بود و كار ما را نسبت به سند دعا آسان مىنمود . پيش از اين هم به چگونگى كتاب القصص اشاره شد و ما نسخهاى را كه در اختيار داشتيم با نسخهاى كه خط شهيد ثانى بر آن بود مقابله و تصحيح نموديم . و كتاب ضوء الشهاب ، كتاب ارزندهاى است مشتمل بر تحقيقات باارزشى ؛ كه مانند آن در كتابهاى خاصه و عامه ديده نمىشود . كتاب اللباب هم مشتمل بر پارهاى از تحقيقات مىباشد . شرح النهج مشهور و متداول و مرجع بيشتر شارحان است . و كتاب اسباب النزول هم از فوائد بسيارى برخوردار مىباشد « 2 » . و باز در فصل دوم با فاصلهء زيادى مىنويسد : مؤلف كتاب النوادر يكى از فضلاى بزرگوار است و شيخ منتجب الدّين در فهرست وى را علّامهء زمان معرفى كرده و به ديگر مطالب كه پيش از اين نگاشتيم اشاره نموده است . استاد ( ايده اللّه تعالى ) پس از اين مىنويسد : بيشتر كتاب النوادر از كتاب موسى بن اسماعيل بن موسى بن جعفر ، اقتباس شده است و كتابى است كه سهل بن احمد ديباجى از محمد بن محمد بن اشعث از موسى بن اسماعيل روايت نموده است . نجاشى سهل بن احمد را ممدوح دانسته و ابن غضائرى پس از آنكه از وى نكوهش كرده اظهار داشته است : باكى نيست هرگاه به رواياتى از اشعثيات كه از ناحيهء او نقل شده است عمل نمائيم و همچنين ديگر روايات را كه همسطح با اشعثيات باشد و ديگرى نقل كرده باشد ؛ ليكن نجاشى ابن اشعث را توثيق نموده و اضافه كرده : ابن اشعث نسخهاى را از موسى بن اسماعيل روايت مىكند . شيخ صدوق در كتاب المجالس سند ديگرى به شرح زير از
--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 1 ، ص 18 . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 1 ، ص 30 .